تبليغاتX
The Foundation

من از دست کمانداران ابرو            
 نمی‌یارم گذر کردن به هر سو

دو چشمم خیره ماند از روشنایی    ندانم قرص خورشیدست یا رو
بهشتست این که من دیدم نه رخسار    کمندست آن که وی دارد نه گیسو
لبان لعل چون خون کبوتر     سواد زلف چون پر پرستو
نه آن سرپنجه دارد شوخ عیار    که با او بر توان آمد به بازو
همه جان خواهد از عشاق مشتاق    ندارد سنگ کوچک در ترازو
نفس را بوی خوش چندین نباشد    مگر در جیب دارد ناف آهو
لب خندان شیرین منطقش را    نشاید گفت جز ضحاک جادو
غریبی سخت محبوب اوفتاده‌ست    به ترکستان رویش خال هندو
عجب گر در چمن برپای خیزد    که پیشش سرو ننشیند به زانو
و گر بنشیند اندر محفل عام     دو صد فریاد برخیزد ز هر سو
به یاد روی گلبوی گل اندام     همه شب خار دارم زیر پهلو
تحمل کن جفای یار سعدی     که جور نیکوان ذنبیست معفو

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:46در تاریخ شنبه 27 مهر1387 توسط Dark Prince 

                           

...

گر از پی شهوت و هوی خواهی رفت          از مـن خــبـرت که بــی نوا خـواهــی رفت
بــنــگر چه کـسی و از کــجـا آمده‌ای؟          می‌دان که چه می‌کنی کجا خواهی رفت

خواجه عبدالله انصاری              
 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:53در تاریخ شنبه 13 مهر1387 توسط Dark Prince 

                           


خب، تا اینجاش که به خیر گذشته، اگه خدا بخواد از این به بعدش هم در صورتی که ناظم‌های مربوطه باهامون راه بیان می‌گذره!

پیش‌ پی نوشت: از اونجایی که اصولاً‌ پی نوشت یک مطلب ِ اضافی ِ که میشه خونده نشه، تو می‌تونی نخونی پایین و!

پی نوشت: این معرسه جدیده که توش یههههه نفرو نمی‌شناسم، بچه‌هاش به مراتب صمیمانه‌تر و باحال‌تر از هتل دینوئن که مثلاً بچه محل بودن!

پی پی نوشت: یک خوبی-بدی ِ دیگه‌ای که داره اینه که از شانس فطیر ِ شخص ِ بنده، امثال اکثر معلما جدیدن و به این صورت، از نظر معلم تا الان فرقی بین من و اونی که سال پیش هم اونجا بوده وجود نداره. البته از شانس ِ تخمی-پروستاتی ِ من، امثال ناظم باحاله رفته و دوتا گونه‌ی جهش‌یافته‌ی نئاندرتال اومدن شدن معاون انضباطی ِ‌ ما... فامیل یکیشون بازگیره... دزگیر! :))))))

پی پی پی نوشت: دزگیر امروز سر صف می‌گفت:
- شلوار باید پارچه‌ای باشه یعنی کتون و جین نباشه، پیرهن مردونه باید تنتون کنین، پارچه‌ای باشه... تی‌شرت آستین بلند پذیرفته نیست! کفش چرمی ِ ساده باید پاتون بکنین، کفش ورزشی از تایگر تا آدیداس ممنوعه، آل‌استار هم ممنوعه! گوشی موبایل ممنوعه! موهاتون هم باید نمره چهار باشه!
ملت: - فینگررررررررر!!!! :)))))))

پی پی پی پی نوشت: یا من موجود تاثیرگذاریم یا اینا موجودات تاثیرپذیرین بنده‌های خدا! بعد از گذشت سه روز از ورود شخص ِ شخیص‌ ِ‌ بنده به معرسه، ملت میان آلبوم جدید متالیکا نقد می‌کنن و فول آلبوم ِ آیرون میدن می‌خوان! :))))) [فلش بک به روز اول (موسیقی ِ دسته‌جمعی): - ای وای چه فیسی من حالم بد شد... :))))]!!!

پی×5 نوشت: معلم شیمی ِ چشش منو گرفته بی‌پدر!!
میگه: - ما فرض می‌کنیم از اونجا داره دود بلند میشه، پس شواهد نشون میده یک آتیش‌سوزی داره انجام می‌گیره! درسته آقای خادم‌الاسلامی؟!
بنده: - آقا دقیقاً دود از کجا داره بلند میشه؟! :دی
میگه: - جناب بویل به دانشمندا پیشنهاد کردن که شواهد خود رو به طور علمی ارائه کنن! درسته آقای خادم‌الاسلامی؟!
بنده: - چه کار خوبی کرده! خدابیامرزتش... مرد خوبی بوده انگار! :دی
میگه: ...+درسته آقای [ملت به طور دسته‌جمعی: خادم‌الاسلامی!]؟

پی×6 نوشت: معلم فیزیکه گفت:
- دومین شاخه از علم فیزیک که تدریس میشه، فیزیک ذرات بنیادیه... کی‌ می‌دونه این دسته چیه؟!
من: [یک ربع توضیح، هرچیزی که توی این شاخه داخل ویکی‌پدیا وجود داره از دهن من خارج میشه پلاس یه لیست 15 تایی از هر ذره‌ی زیراتمی که وجود داره!]
فیس معلم مربوطه: :-o شما فیزیکتون خیلی باید خوب باشه!
من: - بنده گه خوردم! :دی

پی×7 نوشت: دزگیر:
- ببینم... این سه تا خطی که پشت موهات انداختی یعنی چی؟!
ما: - آقا، هواکشه... این زیادی فکر می‌کنه... باید مغزش تنفس بکشه! :دی

پی×8 نوشت: معلم ادبیاته فقط تونست یه پاراگراف الهی‌نامه درس بده... واسه هر جمله، دو صفحه نکته و مورد و توضیح میگه!
گفت: - هر وقت ندا آمد بعدش چه کار می‌کنیم؟!
سعید: - باهاش سلام علیک می‌کنیم... ترجیحاً بوسشم می‌کنیم!
من: - آرررررره؟! توئم؟! :دی
معلمه در حال توضیح دادن مناداس!

پی×9 نوشت: - علی بیا بعده معرسه بریم دااااف بازی! من: - :))))) :-j خبببب... بعد؟!!

پی نوشت ِ نامربوط: ما صف وای میسیم... بعد تیغ آفتاب دقیقاً‌ نیم ساعت میره توی ماتحتمون!

D:

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:58در تاریخ جمعه 5 مهر1387 توسط Dark Prince 

                           


ملودی ِ تو هیپ-هاپ است و گام ِ من پنتاتونیک، به طرز ِ عجیبی هارمونی دارند.
 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:37در تاریخ چهارشنبه 3 مهر1387 توسط Dark Prince 

                           

Template designed by The Foundation © 2008-09 "The Foundation"