سرانجام موفق شدیم بعد از یک ماه به وردپرس مهاجرت کنیم. این وبلاگ همین شکلی که هست، باقی میمونه! اگر افتخار میدادین و اینجا رو میخوندین، اونجا هم منت سر ما بذارین.
سرانجام موفق شدیم بعد از یک ماه به وردپرس مهاجرت کنیم. این وبلاگ همین شکلی که هست، باقی میمونه! اگر افتخار میدادین و اینجا رو میخوندین، اونجا هم منت سر ما بذارین.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 3:50در تاریخ
جمعه 16 مرداد1388 توسط Dark Prince
|

چرا اینجوری ای؟!

پی نوشت: سعی کن یه کم فکر کنی، خودتو تغییر بدی.
پی پی نوشت: این پست تقلیدی مذبوحانه از پستهای بهاران است! چه به درد بــِخور است!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 2:41در تاریخ
شنبه 27 تیر1388 توسط Dark Prince
|

ستاری، حد فاصل فردوس تا اکباتان - سمند مشکی
گریهی بیامون...
پینوشت: جالبه، با همهی این کارات، حتی نمیتونم دوسِت نداشته باشم!
پی پی نوشت: کی به جز من...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 23:0در تاریخ
سه شنبه 23 تیر1388 توسط Dark Prince

"و الوهیم بر علیرضا نازل گشت، بفرمود بنویس، و چنان شد که او نوشت."
یوحنا 12:31 - لوقا 9:18
طبیعتاً بعد از عمری ندیدن ریخت بلاگ، اگر پا به میز ِکار بلاگفا بذارین بوی نوستالژی میده و اصولاً وادارتون میکنه که بنویسین. حالا ارادهی اجدادم در من اثر کرد که در نهایت یه چیزی بنویسم، بلکه در جوار این نوشتار، وبلاگنویسی یادم بیاد!
در حال حاضر که بنده دارم این شر و ورا رو تایپ میکنم، چند وقتیه که از یک مشغلهی فکری که سیپییو یوسیجم و در سطح خطر بالا برده بود خلاص شدم و حدوداً چند روزیه که یه مشغلهی فکری دیگه واسم ایجاد شده که کمتر از بیست و چهار ساعت قبل روش مهر تایید خورد!
یکی از دوستان ما که معرف حضور همه هم هستن، یه زمان میفرمودن که دیدشون به کل زندگی چند روزه شروع به تغییر کرده و زندگی یه جور دیگه شده و اصلاً دیگه به خیلی چیزا حال نمیکنه و اینا. در حال حاضر مفتخرم اعلام کنم: "آقا بد دردیه..."
[میون کلاممون شیکر، جوک وسط پست: همهی اینا زیر سر انتخاباته، کار کاره شوروی نامرده!]
خصوصاً وقتی تصور کنی هر طنابی بهش چنگ میزنی از بیخ و بن پوسیده دیگه میمونی پی چی بگردی. [نظر مذهبی پست: طناب ارحمالرحمین، طنابی که همهی ما باید بهش چنگ بزنیم! بنده هم با این نظر موافقم، ولی موضوع اینه که نظری راجع به اینکه چجوری طناب ِ مذکور رو پیدا کنیم نداریم!]
دیگه حالا که رفتیم بالای منبر، عرضم به حضور انورتون که شما هیچ کاری نمیتونین بکنین. به خدا این لاست جدا از همهی باحالیش، توی تعریفی که از قوانین ِ حاکم بر زمان میده خیلی قوی ظاهر میشه. قشنگ میفهمین که اگر دو هزار بارم توی گذشته برگردین عقب، بازم کارایی رو انجام میدین که حال و آیندتون رو تغییر بده و شما هم کوچکترین توانایی توی تغییر اون ندارین. چون هر دفعه فکر میکنین دارین کار درست رو انجام بدین. یه جا هم توی درن شان حرف قشنگی میزنه ایوانا. میگه تو میتونی برگردی به گذشته و هیتلرو بکشی، اما جهان یه هیتلر دیگه جای اون میسازه!
حالا اگه من و توی نوعی هم دو هزار بار برگردیم به گذشته و بخوایم کارایی که نمیخواستیم بکنیم رو نکنیم، بار دوهزار و یکم باز هم به نوعی همون کارو میکنیم. یعنی هر مشکلی واسمون قراره پیش بیاد، خیلی شیک به نحوی پیش میاد. حالا ممکنه اشخاص، وقایع و زمانش جا به جا بشه، اما اگه قراره تو یه رو دست بخوری، یه شکست بخوری یا پیروز بشی و یا یه کاری رو انجام بدی، بالاخره باید انجام بشه. توی اخبار گفت یه زنه از پرواز ایرباس برزیل به فرانسه جا مونده بود. یه هفته بعد توی تصادف رانندگی مرد!
فیلم آپ رو دیدین؟! شاهکاره به خدا!
قدیم یه اعتقاد بسیار شدید به اثر پروانهای داشتم. ولی الان اصلاح شده اعتقادم. اثر پروانهای دقیقاً بر خلاف سرنوشته. یعنی یه پد وجود داره به اسم سرنوشت، تصمیمات و اعمالی که ایجاد اثر پروانهای میکنن و آینده رو تغییر میدن، توی همون پد تعریف شده. اختیار ما مطلق نیست. ما قراره به یه هدف نهایی برسیم، اون تصمیمها فقط نحوهی رسیدن به اون نهایت رو تعریف میکنه. توی خود اون فیلم اثر پروانهای هم اینو میبینیم. ایوان قرار نیست با کلی باشه. حالا هر جور تو گذشته دستکاری کنه، مقدر نیست!
میگن یه عالمی بوده به اسم عالم ارواح، قبل از خلقت آدم بوده. توی اون دنیا خدا آدم رو احضار میکنه و هرچی انسان از پیش میاد حاضر میشن در درگاه حق. بعد از اون محمد(ص) میاد جلوی همه. خداوند میفرماید که چه کسانی با محمد(ص) بیعت میکنند. عدهای که بیعت میکنند در جهانهای بعدی در زمرهی مومنان و عدهای که بیعت نمیکنند در زمرهی مشرکان قرار میگیرند. در این عالم اختیار کاملاً مطلق بوده. پس از اون تمام ارواح به عالم ذر میرن که اونجا زندگی میکنند (به نوعی عالم ذر، برزخ ِ عالم ارواح هست، تا زمانی که ارواح زمان تولدشون و ورودشون به دنیای مادی فرا برسه). طبیعتاً در عالم ذر، کمی جبر جای اختیار مطلق رو گرفته، به طوری که مومنان میتوانند به سادگی مشرک شوند و مشرکان مومن. اما پس از اون وارد دنیای مادی میشن. در دنیای مادی جبر و اختیار دقیقاً به مساواته (سرنوشت و تصمیمگیری). تغییر توی این دنیا اصلاً ساده نیست. ممکنه یه نفر توی این دنیا بد باشه، اما اگر از زمرهی مومنین ِ عالم ارواح و عالم ذر باشه، طبیعتاً راه خودشو تغییر میده. بعد از اون عالم برزخ فرا میرسه که ارواح تا زمان تولد مجددشون در آخرت توی انتظارن. توی این عالم، اختیار بسیار کم (در حد جبر عالم ذر) شده و ارواح چندان قدرت تغییر ندارند و پس از اون قیامت فرا میرسه که در دادگاه عدل الهی چیزی جز جبر مطلق (در مقابل اختیار مطلق عالم ارواح) وجود نداره.
من نمیدونم تونستم حرفی که میخواستم رو بزنم یا نه. این کلاً یکی از مشکلات فن بیان منه که دقیقاً توی یه خط مستقیم نمیتونم نطق کنم و انقدر شاخه شاخه میشه حرفام و انقدر حاشیه میرم که در نهایت مخاطب باید از تک تک صحبتام برداشت نهایی رو به دست بیاره.
در هر صورت همین بود، مرسی اگه خوندین!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:12در تاریخ
دوشنبه 22 تیر1388 توسط Dark Prince
|

دلایل زیادی باعث میشه یه وبلاگ آپ نشه
به طور مثال
گشاد بودن کالیبر نویسنده
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 21:54در تاریخ
پنجشنبه 3 اردیبهشت1388 توسط Dark Prince
|
